تبلیغات
ایران سراى امید - مطالب خرید از فروشگاه
ایران سراى امید
وبلاگى براى همه ایرانیان، دانلود موسیقی، فروشگاه اینترنتی







 

 

 

 





بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1389

در كتاب فرج بعد الشدة حكایت ذیل را نقل نموده كه راهبى در بلاد مصر شهرت یافت كه او صاحب مكاشفه است ، عالمى از علماى مسلمین خیال كرد كه این راهب ، مسلمین را از دین اسلام خارج مى كند پیش خود گفت خوب است او را بكشم كاردى را مسموم كرده آمد به در خانه راهب ، در را زد راهب گفت : كارد را بینداز، اى عالم مسلمین داخل شو، آن عالم كارد را انداخت و داخل شد، و گفت : اى راهب این نور مكاشفه از چه جهت به تو ظاهر گشته ، راهب گفت : به خاطر مخالفت با هواى نفس ، عالم به او گفت : آیا اسلام را قبول مى كنى ؟ راهب گفت : بلى ،   ))اشهد ان لااله الاالله و ان محمدا رسول الله (( عالم گفت : چه چیز تو را به مسلمانى وادار نمود؟ راهب گفت : اسلام را بر نفس خودم عرضه كردم نفسم مخالفت كرد من هم با نفسم مخالفت كردم و اسلام را قبول كردم چون من به این مقام نرسیدم جز به مخالفت با نفسم


www.google.com




طبقه بندی: خرید کنید،  وسایل و لوازم خانگی و منزل،  وسایل و ابزار کار،  خرید از فروشگاه، 
ارسال توسط آرش مهرپرور
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1389

میان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند، و نخستین كلنگ هر مؤ سسه ارزنده اى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمین مى زنند، یعنى آن كار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند.
ولى آیا بهتر نیست كه براى پاینده بودن یك برنامه و جاوید ماندن یك تشكیلات ، آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتباط دهیم كه فنا در ذات او راه ندارد، چرا كه همه موجودات این جهان به سوى كهنگى و زوال مى روند، تنها چیزى باقى مى ماند كه با آن ذات لایزال بستگى دارد.
اگر نامى از پیامبران و انبیاء باقى است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است كه كهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از (حاتم ) بر سر زبانها است به خاطر همبستگیش با سخاوت است كه زوال ناپذیر است .
از میان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همین دلیل باید همه چیز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سایه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن مى گوئیم (بنام خداوند بخشنده بخشایشگر) (بسم الله الرحمن الرحیم ). این كار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه باید از نظر واقعیت و معنى با او پیوند داشته باشد چرا كه این ارتباط آن را در مسیر صحیح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همین دلیل چنین كارى حتما به پایان مى رسد و پر بركت است .
به همین دلیل در حدیث معروفى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : (كل امر ذى
بال لم یذكر فیه اسم الله فهو ابتر): (هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بیفرجام است ).
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) پس از نقل این حدیث اضافه مى كند انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد باید بسم الله بگوید یعنى با نام خدا این عمل را شروع مى كنم ، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است .
و نیز مى بینیم امام باقر (علیه السلام ) مى فرماید: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنیم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، (بسم الله ) بگوئیم تا پر بركت و میمون باشد).
كوتاه سخن اینكه پایدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.
به همین مناسبت خداوند بزرگ در نخستین آیات كه به پیامبر وحى شد دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خداشروع كند: (اقرء باسم ربك ).
و مى بینیم حضرت نوح (علیه السلام ) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پیكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزى بر مشكلات به یاران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى (بسم الله ) بگویند (و قال اركبوا فیها بسم الله مجراها و مرسیها) (سوره هود آیه 41).
و آنها این سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پیاده شدند چنانكه قرآن مى گوید: (قیل یا نوح اهبط بسلام منا و بركات علیك و على امم ممن معك ) (سوره هود آیه 48).
و نیز سلیمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نویسد سر آغاز آن را (بسم
الله ) قرار مى دهد (انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ...) (سوره نحل آیه 30).
و باز روى همین اصل ، تمام سوره هاى قرآن با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزى و بدون شكست انجام شود.
تنها سوره توبه است كه (بسم الله ) در آغاز آن نمى بینیم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتكاران مكه و پیمانشكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصیف خداوند به رحمان و رحیم سازگار نیست .
در اینجا توجه به یك نكته لازم است و آن اینكه ما در همه جا بسم الله مى گوئیم چرا نمى گوئیم (بسم الخالق ) یا (بسم الرازق ) و مانند آن ؟!
نكته این است كه (الله ) چنانكه به زودى خواهیم گفت ، جامعترین نامهاى خدا است و همه صفات او را یكجا بازگو مى كند، اما نامهاى دیگر اشاره به بخشى از كمالات او است ، مانند خالقیت و رحمت او و مانند آن .
از آنچه گفتیم این حقیقت نیز روشن شد كه گفتن (بسم الله ) در آغاز هر كار هم به معنى (استعانت جستن ) به نام خدا است ، و هم (شروع كردن به نام او) و این دو یعنى (استعانت ) و (شروع ) كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكیك كرده اند و هر كدام یكى از آن دو را در تقدیر گرفته اند به یك ریشه باز مى گردد، خلاصه این دو لازم و ملزوم یكدیگرند یعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم .
به هر حال هنگامى كه كارها را با تكیه بر قدرت خداوند آغاز مى كنیم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نیرو و توان بیشترى در خود احساس كنیم ، مطمئن تر باشیم ، بیشتر كوشش ‍ كنیم ، از عظمت مشكلات نهراسیم و ماءیوس نشویم ، و ضمنا نیت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنیم .
و این است رمز دیگر پیروزى به هنگام شروع كارها به نام خدا.
گر چه هر قدر در تفسیر این آیه سخن بگوئیم كم گفته ایم چرا كه معروف است على (علیه السلام ) از سر شب تا به صبح براى (ابن عباس ) از تفسیر (بسم الله ) سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسیر (با) بسم الله فراتر نرفته بود) ولى با حدیثى از همان حضرت این بحث را همینجا پایان مى دهیم ، و در بحثهاى آینده مسائل دیگرى در این رابطه خواهیم داشت .
(
عبدالله بن یحیى ) كه از دوستان امیر مؤ منان على (علیه السلام ) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختى كه در آنجا بود نشست ، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شكست ، على (علیه السلام ) دست بر سر او كشید و زخم او التیام یافت بعد فرمود: آیا نمى دانى كه پیامبر از سوى خدا براى من حدیث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدایت باد مى دانم و بعد از این ترك نمى گویم ، فرمود: در این حال بهره مند و سعادتمند خواهى شد.
امام صادق (علیه السلام ) هنگام نقل این حدیث فرمود: بسیار مى شود كه بعضى از شیعیان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گویند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بیدار شوند و ضمنا این خطا از نامه اعمالشان شسته شود)



www.google.com




طبقه بندی: خرید کنید،  بانوان،  آقایان،  وسایل آرایشی و بهداشتی،  خرید از فروشگاه، 
برچسب ها: شامپو، مو، رنگ مو، رنگ كننده طبیعی، دو قلو، شستشو دهنده، درخشان كننده،
ارسال توسط آرش مهرپرور
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1389

پیغمبر اكرم حضرت محمد (ص) فرموده اند: انا ابن الذبیحین یعنی من فرزند دو قربانی هستم ذبح اسماعیل بن ابراهیم و ذبح عبدالله بن عبدالمطلب.

حتماً همه شما در مورد ذبح اسماعیل (ع) شنیده اید كه حضرت ابراهیم (ع) به فرمان خداوند مأمور شد تا فرزندش اسماعیل را ذبح كند و زمانی كه ابراهیم و اسماعیل (ع) تسلیم امر پروردگار شدند و پدر چاقو بر گردن فرزند گذاشت تا بندگی خود را به معبودش ثابت كند ندا آمد كه ای ابراهیم دست نگهدار كه تو و فرزندت از این آزمایش سربلند بیرون آمدید.

و اما ذبح عبدالله بن عبدالمطلب

عبدالمطلب 10 پسر و 6 دختر از زنان متعدد داشت. پسران عبارت بودند از: حارث، عباس، حمزه، عبداله، ابوطالب(یا عبد مناف)، زبیر، حجل، مقوم، ضرار، ابولهب. و دخترانش: صفیه، ام حلیم، عاتكه، امیمه، اروی، بره.

روزی عبدالمطلب 10 فرزند پسر خود را فرا خواند و فرمود: چون مناصب سقایت و رفادت كارهای مشكل بلاد ماست من با خدای خود عهد كرده بودم اگر 10 فرزند پسر به من عنایت فرماید كه كمك و پشتیبانی كارهایم كنند و اداره مناصب مرا ادامه دهند یكی را در راه خدا قربانی كنم.

فرزندان با شنیدن این نذر خود را آماده اجرای فرمان پدر در بامداد فردا كردند. در آن شب خانه های زنان عبدالمطلب شیونكده شد.

بامداد فردا عبدالمطلب بر آن شد اسامی ده تن فرزند خود را در ده قرعه بنویسد و استخراج كند. هر نام كه از نخستین قرعه برآید او را قربانی كند.

در شهر منتشر شد كه عبداله جوان را قربانی می كنند. صدها دختر در رویای شبانه، جمال بی مثال و آرام جان او را در خواب می دیدند. نور نبوت از سیمای درخشان او تجلی بخش و گرمی بخش جانها و دلها بود. عبدالمطلب عبداله را بسیار دوست می داشت. عبدالمطلب در دل نالان گردید ولی در برابر نذری كه كرده بود ثابت قدم ماند. دست او را گرفت و به محل موعود برد كارد برگرفت تا او را قربانی كند. آه از نهاد جمع برآمد بسان آنكه زلزله افتد شهر مكه لرزید. صدای گریه زنان به آسمان بلند شد در این هنگام باد سخت سرسام انگیزی از صحرا برخاست. وحوش بیابان را فرار داد و به وحشت افكند. خاندان یقظه كه مادر عبداله از آن طایفه بود سوگند یاد كردند مانع كشته شدن عبداله شوند چون مادرش وی را دوست می داشت. نزد عبدالمطلب آمدند و گفتند عبداله فرزند فاطمه خواهر ماست. راضی به قطع ریشه حیات این جوان ناكام عزیز نیستیم.

عبدالمطلب ناچار برای رفع تكلیف با آنها نزد غیب گو و كاهنه زنی به نام سجاح رفتند تا با وی مشاوره كنند و رای او را بجویند و اجرا كنند. سجاح گفت ای مردم مكه بین عبداله و 10 شتر قرعه كشی كنید اگر به نام عبداله آمد باز به 10 شتر دیگر قرعه اندازید و آنقدر ادامه دهید تا به نام شتر آید و عبداله نجات یابد.

مراسم قرعه كشی بین عبداله و شتران آغاز گردید. در نخستین قرعه نام عبداله در آمد. تا ده بار قرعه به نام عبداله درآمد هنگامی كه تعداد شتران به صد رسید به نام شتر گردید. عبداله نجات یافت. قریش شادی كرده گفتند این رضایت خداست. ولی عبدالمطلب دلگیر بود می ترسید رضایت خداوند حاصل نشده باشد. با صلاح دید قوم دو بار دیگر قرعه كشی كردند و هر دو بار به همان ترتیب به نام شتر شد.

از این رو به فرمان عبدالمطلب كه مسرور گردیده بود صد شتر فدیه عبداله نموده قربانی كردند. این پیشامد برای عرب نیز قانونی شد كه دیه (خونبها) مرد صد شتر باشد.

عبدالمطلب كه مانند هاشم پدر بزرگوارش بخشنده و كریم الطبع بود گوشت شترها را به نیازمندان داد، قسمتی را هم دستور داد به بیابان برده برای پرندگان و چرندگان و ددان بگذارند. فدیه كردن گوشت قربانی بین نیازمندان از آن زمان مرسوم گردید تا امروز باقی مانده است.




طبقه بندی: خرید کنید،  آقایان،  وسایل زناشویی،  خرید از فروشگاه، 
برچسب ها: لارجر باکس، افزایش قطر، اصلاح انحراف آلت، اصلاح كجی آلت، درمان ناتوانی جنسی، ناتوانی جنسی، جدید، جدیدترین دستگاه، جدیدترین دستگاه در اروپا،
ارسال توسط آرش مهرپرور
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

تبلیغات


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار